گاهی اوقات ما خود را درگیر کلمات بزرگ میکنیم – امنیت، اقتصاد، دیپلماسی. اما حقیقت ساده است: تمام مشکلات ما از یک چیز سرچشمه میگیرد – ما فراموش کردهایم که کیستیم. به یک کودک در مدرسه فکر کنید که مورد آزار و اذیت یک قلدر قرار میگیرد. اگر کودک شروع به عذرخواهی، التماس یا ورود به "مذاکره" با آن قلدر کند، همه میدانند چه اتفاقی میافتد: قلدر بیشتر روی او پا میگذارد. اما اگر کودک راست قامت بایستد، اعتماد به نفس و ایمان به حقانیت راه خود را نشان دهد – قلدر عقبنشینی خواهد کرد.
ما نیز به عنوان یک ملت دقیقاً همینگونه هستیم. هر بار که تلاش کردیم دنیا را راضی نگه داریم – با موجی از یهودستیزی، تحریمها، تروریسم و فشار مواجه شدیم. و هر بار که اقتدار و ایمان خود را نشان دادیم – مانند جنگ شش روزه – مورد تقدیر، احترام و همکاری قرار گرفتیم. سرزمین اسرائیل رها شده نیست. این سرزمین موعود برای ملت یهود است، نه هدیهای از جانب سازمان ملل و نه لطفی از سوی ملتهای جهان. ما با حق خود در اینجا هستیم، نه با لطف دیگران.
و نه تنها این سرزمین – بلکه خود ما نیز. ملت اسرائیل ویژگیهایی دارد که هیچ ملت دیگری ندارد: مهربانی بیحد و مرز، همبستگی متقابلی که ما را حتی در سختترین لحظات حفظ میکند، خلاقیتی که جهان را تغییر داد، و فداکاری و قهرمانی بیپایان. ما همیشه بزرگتر از مجموع بخشهای خود هستیم – زیرا ما بخشی از یک داستان بزرگ هستیم. اما برای اینکه همه اینها در عمل اتفاق بیفتد، ما باید به یک آگاهی دیگر منتقل شویم – ما باید کشور را به مردم بازگردانیم! دیگر نه یک کشور کوچک که به تهدیدها واکنش نشان میدهد – بلکه ملتی که میداند کیست، سرافراز میایستد و بر اساس هویت خود رهبری میکند. و این دقیقاً نقش «زهوت» (Zehut) است. دیگر نه وصله روی وصله، بلکه چشماندازی که ایمان را به ما بازمیگرداند، ما را به هویتمان پیوند میدهد و قدرت را به درون و بیرون منعکس میکند. ملتی که پس از دو هزار سال به سرزمین خود بازگشته است، برای ترسیدن ساخته نشده است. او برای رهبری ساخته شده است.
اسرائیل نه تنها بقا خواهد یافت – بلکه به یک ابرقدرت تبدیل خواهد شد و به جهان نشان خواهد داد که ملتی که زنده است و رسالت خود را محقق میسازد، چگونه به نظر میرسد.
آزادی
دیگر خبری از مبارزه با بوروکراسی، اجبار و مقررات دستوپاگیر نخواهد بود، بلکه کشوری خواهیم داشت که آزادی را به شهروند بازمیگرداند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر فرد میتواند زندگی خود را بر اساس مسئولیت شخصی و جامعهمحور انتخاب کند. دولت دیکته نخواهد کرد، بلکه بستر را فراهم میسازد. این پایه و اساس ابتکار، نوآوری و شکوفایی است.
هویت
ما بهای سنگینی برای گم کردن راه و فرار از داستان خود پرداختیم. اکنون زمان آن است که دوباره به آنچه هستیم متصل شویم. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر کودکی با هویتی روشن رشد خواهد کرد: فرزندی از ملت ابدی، ادامهدهنده زنجیره نسلها، زندگیکننده در سرزمینی که به او بخشیده شده است – و حاکمیت او از همینجا سرچشمه میگیرد. هویت روشن، نیرویی است که امنیت خاطر شخصی و ملی میبخشد.
معنا
دیگر خبری از بقای روزمره و بدون افق نخواهد بود، بلکه هدفی روشن پیش رو خواهد داشت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، زندگی شخصی و زندگی ملی معنا پیدا میکند: ملتی آزاد در سرزمین خود بودن، و رساندن پیام هویت و آزادی به جهان. ما دیگر یک کشور کوچک نیستیم که فقط به تهدیدها واکنش نشان دهد – بلکه قدرتی هستیم که راه را رهبری میکند.
دولت لاغر و کارآمد
دیگر خبری از یک تشکیلات پیچیده و متورم که پول عمومی را هدر میدهد نخواهد بود، بلکه کشوری لاغر خواهیم داشت که با کارآمدی و شفافیت عمل میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، دولت تنها بر امور اساسی تمرکز خواهد کرد: امنیت، دادگستری، زیرساختهای ملی. مابقی امور به شهروندان، جوامع و ابتکارهای آزاد بازخواهد گشت. دولت لاغر، دولتی قوی است.
جوامع قوی
دیگر شهروند وابسته به دولت نخواهد بود – بلکه جوامعی مستقل و شکوفا خواهیم داشت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر جامعهای میتواند بر اساس ارزشهای خود و با انتخاب آزاد، نهادهای آموزشی، فرهنگی و رفاهی برپا کند. دولت یکپارچگی اجباری را تحمیل نخواهد کرد، بلکه امکان شکوفایی متنوعی را فراهم میسازد که کل جامعه را تقویت میکند – بدون اجبار، درگیریهای داخلی یا نفرت.
دستگاه قضایی متوازن
دیگر خبری از یک سیستم قضایی گسسته از ارزشهای ملت، که ارزشهای بیگانه را دیکته کرده و اختیاراتی را که متعلق به آن نیست غصب میکند، نخواهد بود – بلکه شاهد دادرسی عادلانهای خواهیم بود که بر ارزشهای ابدی ملت اسرائیل تکیه دارد و از حقوق شهروندی و هویت کشور محافظت میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، سیستم قضایی در جایگاه شایسته خود قرار خواهد گرفت: حفظ قانون و آزادیهای فردی، بدون حکمرانی به جای نمایندگان منتخب مردم. حاکمیت ملت حفظ خواهد شد و عدالت واقعی برقرار میگردد.
آموزش آزاد و هویتساز
دیگر خبری از یک سیستم آموزشی دولتی خفهکننده و یکنواخت نخواهد بود – بلکه آموزشی که نسلی آزاد، مبتکر و دارای هویت تربیت میکند. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، والدین مسئول آموزش فرزندان خود هستند. دولت ابزارها، بودجه و مسئولیت را به آنها بازمیگرداند. یک سیستم آموزشی متنوع به هر کودک اجازه میدهد تا بر اساس کنجکاوی، باور به خود و ارتباط عمیق با ریشههایش رشد کند.
خانواده قوی
دیگر خبری از فروپاشی خانواده از طریق مداخله دولت و تزریق ارزشهای ترقیخواهانه (پروگرسیو) نخواهد بود – بلکه بازسازی ستون فقرات جامعه در دستور کار است. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، خانواده دوباره به کانون زندگی تبدیل میشود. دولت دست خود را از خانواده کوتاه خواهد کرد، حقوق والدین را تقویت میکند و چارچوبی پایدار را تضمین مینماید که جامعهای استوار از آن ساخته میشود.
رفاه برخاسته از مسئولیتپذیری
دیگر خبری از وابستگی به سازوکارهای حمایتی خفهکننده نخواهد بود – بلکه مسئولیتپذیری جامعهمحور و حمایت واقعی از نیازمندان جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، شبکه امنیت اجتماعی حول محور جوامع محلی و انجمنهای آزاد و بر اساس اعتماد متقابل ساخته خواهد شد. به جای یک سازوکار ناکارآمد و بیگانه – رفاهی گرم، نزدیک و کارآمد برقرار میشود. بیمه ملی دیگر به عنوان مجرایی برای تأمین مالی و تشویق جوامع غیریهودی که با دولت اسرائیل دشمنی دارند، عمل نخواهد کرد. سلامت واقعی و نه شعبهای از صنعت داروسازی؛ دیگر خبری از یک سیستم عمومی به اسارت گرفته شده توسط شرکتهای داروسازی و سازمان بهداشت جهانی که مشخص شده با حماس همکاری میکند، نخواهد بود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هر شهروند مراقبتهای پزشکی باکیفیت را در زمان و مکان مورد نیاز خود دریافت خواهد کرد. دولت رقابت آزاد بین صندوقهای بیمه و شرکتهای بیمه ایجاد میکند و تضمین مینماید که هر کس بتواند مسیر مناسب خود را انتخاب کند.
رسانه آزاد و متنوع
دیگر خبری از انحصار رسانهای که واقعیت را تحریف میکند نخواهد بود – بلکه بازار آزادی از آرا و صداها شکل میگیرد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، آزادی بیان واقعاً تضمین خواهد شد: هر صدایی شنیده میشود و هر ایدهای میتواند در بازار آزاد اندیشهها به رقابت بپردازد. مطبوعات مستقل به مردم خدمت خواهند کرد – نه به نخبگان.
اقتصاد آزاد
دیگر خبری از بوروکراسی، تعرفهها و پارتیبازیها نخواهد بود – بلکه آزادی اقتصادی واقعی حاکم میشود. وعده ما: در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، بازار باز، رقابتی و خلاق خواهد بود. موانع مصنوعی را حذف میکنیم، بازارها را میگشاییم و ابتکارات را آزاد میسازیم. نتیجه: ثروت در دولت متوقف نخواهد شد، بلکه به دست شهروندان خواهد رسید.
کاهش هزینه زندگی
دیگر خبری از مداخله دولتی که هر محصولی را گران میکند نخواهد بود – بلکه بازار آزادی که قیمتها را کاهش میدهد برقرار میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، قیمتها به لطف حذف تعرفهها و استانداردهای غیرضروری، باز کردن واردات و برچیدن انحصارها به شدت کاهش مییابد. حقوق هر خانواده برای موارد بیشتری کفایت خواهد کرد و حس فراوانی واقعی را به ارمغان میآورد.
مسکن قابل دسترس در سراسر کشور
دیگر خبری از زوجهای جوانی که زیر بار وام مسکن خفه میشوند نخواهد بود – بلکه ساختوساز آزاد و بازار مسکن شکوفا جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، زمینهای دولتی از طریق قرعهکشی به هر خانواده یهودی واگذار خواهد شد. برنامهریزی و ساختوساز در فضای آزادی و نه از طریق کارمندبازی خفهکننده انجام خواهد شد. خانوادهها میتوانند در تمام نقاط کشور، با قیمتهای مناسب، بدون وابستگی به کمیتهها و افراد نزدیک به قدرت، خانه خریداری کنند.
صنعت و کارآفرینی
دیگر خبری از اقتصادی وابسته به لطف و مرحمت دولت نخواهد بود – بلکه یک «زیستبوم» (اکوسیستم) از خلاقیت و نوآوری شکل میگیرد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، کارآفرینان، کشاورزان و صنعتگران آزادی مطلق برای خلق کردن، صادر کردن و توسعه یافتن خواهند داشت. بوروکراسی کاهش مییابد، مالیاتها کم میشود – و اسرائیل در خط مقدم جهانی به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی-فناوری خواهد ایستاد.
فراوانی به عنوان پایه آزادی
دیگر خبری از فقر و وابستگی نخواهد بود – بلکه ثروتی که استقلال فردی و اجتماعی را ممکن میسازد جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هر شهروند قادر خواهد بود با عزت خانواده خود را تأمین کند، دست به ابتکار بزند، رویاپردازی کند و بسازد. فراوانی اقتصادی یک کالای لوکس نیست – بلکه شرط لازم برای آزادی واقعی است.
امنیت شخصی برای هر یهودی
دیگر خبری از ترس در خیابانها، شهرهای مختلط رها شده، و شمال و جنوب واگذار شده به جنایتکاران و باجگیران نخواهد بود – بلکه امنیت کامل در هر نقطه از کشور برقرار میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر یهودی میتواند با امنیت در هر خیابانی، در قلب هر شهری و در هر شهرکی قدم بزند. پلیس در کنار شهروند خواهد ایستاد و نه علیه او، و دولت با قدرت از شهروندانش دفاع خواهد کرد و آنها را در برابر جنایات ملیگرایانه رها نخواهد ساخت.
پایان دادن به برخورد سلیقهای و گزینشی
دیگر وضعیتی که در آن دولت قانونمداران را تعقیب میکند و مجرمان را نادیده میگیرد وجود نخواهد داشت – بلکه یک قانون برای همه اجرا میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، قانون با برابری کامل اجرا خواهد شد: هر کس آن را نقض کند مجازات میشود و هر کس آن را رعایت کند از حمایت برخوردار خواهد شد. دیگر خبری از پارتیبازی و ترس از جنایتکاران نخواهد بود. این بسیار بدیهی و اساسی است!
آزادی شهروندی واقعی
دیگر خبری از شهروند فاقد حقوق در برابر دولتی که او را زیر نظر دارد نخواهد بود – بلکه آزادی فردی به عنوان پایه اعتماد قرار میگیرد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، از حقوق شهروندی محافظت خواهیم کرد: حق حمل سلاح برای دفاع از خود، حق آزادی بیان، و حق زندگی بدون ورود بیمورد دولت به حریم خصوصی.
پایان دادن به "دورههای موقت" در مبارزه با جرم و جنایت
دیگر خبری از برخوردهای مقطعی و سطحی نخواهد بود – بلکه یکسره کردن واقعی کار در دستور کار است. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، دولت با جرم و جنایت "مدیریت منازعه" نخواهد کرد، بلکه آن را در هم خواهد شکست. هر کس دست خود را علیه دولت یا شهروندانش بلند کند – بازداشت، اخراج یا به شدت مجازات خواهد شد.
آزادی و امنیت در کنار هم
دیگر دوراهی میان آزادی و امنیت وجود نخواهد داشت – بلکه یک ترکیب برنده ایجاد میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، امنیت شخصی نه از طریق سرکوب، بلکه از طریق آزادی تضمین خواهد شد: دولتی که قدرت را به شهروند بازمیگرداند، اما با تمام توان از او پشتیبانی میکند.
یکسره کردن کار به جای "مدیریت منازعه"
دیگر خبری از دورهای بیپایان درگیری و "توافق" با دشمنی که به مسلح شدن خود ادامه میدهد نخواهد بود – بلکه یکسره کردن واضح کار انجام میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، ارتش اسرائیل و رهبری کشور دوباره دشمنان اسرائیل را مغلوب خواهند کرد. ما به آتشبسهای موقت بسنده نخواهیم کرد! ما حس امنیت واقعی و زندگی بدون سایه شمشیر بر بالای سر را به مردم بازخواهیم گرداند.
حاکمیت کامل بر تمام نقاط کشور
دیگر خبری از مناطق رها شده یا "مناطق تحت کنترل" یک نهاد متخاصم نخواهد بود، بلکه حاکمیت کامل اسرائیل برقرار میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، حاکمیت خود را بر یهودا، سامره و نوار غزه اعمال خواهیم کرد، مرزهای امن را در سراسر کشور تضمین میکنیم و الگوی "تشکیلات خودگردان" را که به تهدیدی برای بقای ما تبدیل شده است، نابود خواهیم کرد. در هر بخش از سرزمین موعودمان که از آنجا مورد حمله قرار گیریم و در نتیجه به دست ما بیفتد، دشمن اخراج شده و حاکمیت کامل اسرائیل اعمال خواهد شد.
امنیت مبتنی بر استقلال
دیگر خبری از وابستگی به کمکهای آمریکا یا تایید بینالمللی نخواهد بود، بلکه محکم روی پاهای خود میایستیم. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، یک صنعت دفاعی مستقل خواهیم ساخت، برتری فناوری را تضمین میکنیم و آزادی عمل مطلق را در برابر هر دشمنی حفظ خواهیم کرد.
ارتشی با معنا و هدف
دیگر خبری از سربازی اجباری بر اساس برابری مصنوعی نخواهد بود – بلکه خدمتی مبتنی بر هویت و رسالت شکل میگیرد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، ارتش مکانی خواهد بود که جوانان یهودی در آن مسئولیت و معنا پیدا میکنند، این امر از روی انتخاب و از طریق پیوند با مردم و سرزمین صورت میگیرد. این الگو هم قدرت نظامی و هم تابآوری اجتماعی را تضمین خواهد کرد.
امنیتی که زندگی را ممکن میسازد
دیگر نه زندگی در سایه ترس مداوم، بلکه امنیتی واقعی که افقهای جدیدی میبخشد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، نه تنها از مرزها، بلکه از خود زندگی محافظت خواهیم کرد. امنیت ملی هدفی فینفسه نیست – بلکه پایهای است برای یک اقتصاد شکوفا، جامعهای آزاد و زندگی سرشار از معنا.
صلح از موضع اقتدار و پیروزی، نه از موضع ضعف
دیگر نه «مدیریت منازعه» و نه توهمات اسلو – بلکه صلحی مبتنی بر قدرت. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، ما بر سر حق زندگی خود در اینجا مذاکره نخواهیم کرد. تروریسم را در هم میکوبیم، مهاجرت داوطلبانه جمعیتهای متخاصم را تشویق میکنیم و واقعیتی را پایهگذاری میکنیم که در آن اسرائیل با حاکمیت کامل خود تسلط داشته باشد. تنها از دل قدرت است که آرامش و صلح پدید میآید.
استقلال سیاسی
دیگر نه وابستگی به آمریکا، اروپا یا سازمان ملل – بلکه استقلال کامل. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، ما سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی محض پیش خواهیم برد، نه ترس از انتقادهای بینالمللی. ما آزادی عمل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را حفظ خواهیم کرد – و الگویی برای سایر ملتها خواهیم بود.
اورشلیم – قلب تپنده
دیگر نه شهری تقسیمشده یا مورد مناقشه – بلکه پایتختی متحد و دارای حاکمیت. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، اورشلیم در مرکز حاکمیت یهودی و بینالمللی قرار خواهد گرفت. ما نهادهای دولتی را در آن مستقر خواهیم کرد، از اماکن مقدس محافظت خواهیم نمود و اعتبار حق تاریخی و اعتقادی خود را به کل جهان منعکس خواهیم کرد.
پایان دادن به کشور «فلسطینی»
دیگر نه توهم «دو کشور» – بلکه یک واقعیت پایدار واحد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هرگز کشور عربی دیگری بین رود اردن و دریا تاسیس نخواهد شد. ما به ساکنان منطقه تنها سه گزینه پیشنهاد خواهیم داد: اقامت دائم، شهروندی در موارد نادر برای کسانی که وفاداری کامل خود را ثابت کنند، یا بسته حمایتی مهاجرت. این یک راه حل اخلاقی، پایدار و ماندگار است.
اسرائیل به عنوان فانوس دریایی جهان
دیگر نه کشوری که مدام عذرخواهی میکند – بلکه کشوری که رهبری میکند. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، ما الگویی برای کل جهان خواهیم بود: قوم خدا که پس از ۲۰۰۰ سال به سرزمین خود بازگشته، کشوری آزاد، مستقل و اخلاقی در آن بنا نهاده – و پیام عدالت و آزادی را به همه ملتها بشارت میدهد.
پرسش و پاسخ
عمومی
- این در چشمانداز زیباست - اما در عمل چگونه آن را انجام خواهید داد؟
- ما راه حلهای جدیدی اختراع نمیکنیم، بلکه چشمانداز کهن و دیرینه قوم اسرائیل را جایگزین چشمانداز ترقیخواهی (پروگرسیو) میکنیم که منجر به جنون اسلو و قتلعام سیمخات تورات شد. وقتی این چشمانداز ترسیم شود، ما به سادگی مانعتراشی در مسیر تحقق طبیعی آن را متوقف خواهیم کرد. ما تمام موانع را برمیداریم. دولت امروز مانع آزادی در آموزش، مسکن، اقتصاد و حاکمیت قانون است. به محض اینکه قدرت به شهروند و به هویت یهودی بازگردانده شود، واقعیت خود به خود تغییر خواهد کرد. دنیا چطور؟ ما در برابر فشارهای بینالمللی دوام نخواهیم آورد دنیا به قدرت احترام میگذارد نه به ضعف. هر بار که تلاش کردیم خود را محبوب دل ملتهای جهان کنیم – با تحریم، تروریسم و یهودستیزی مواجه شدیم. هر بار که اقتدار خود را نشان دادیم (مانند جنگ شش روزه)، به رسمیت شناخته شدیم و مورد تقدیر قرار گرفتیم. اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی الگویی برای سایر ملتها خواهد بود، نه کشوری که مدام عذرخواهی میکند.
- تکلیف عربهایی که اینجا زندگی میکنند چه میشود؟
- ما به هر فرد سه گزینه پیشنهاد میکنیم: اقامت دائم؛ در موارد نادر و آشکار که وفاداری به دولت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی اثبات شود، امکان شهروندی کامل نیز وجود خواهد داشت؛ و برای کسانی که هیچکدام از این دو گزینه را نخواهند، مسیر مهاجرت همراه با جبران خسارت سخاوتمندانه فراهم خواهد بود. دیگر خبری از توهم «کشور فلسطینی» که بر سر ما خراب شود نخواهد بود. به جای منازعه همیشگی – ثبات و شفافیت.
- تکلیف اقتصاد چه میشود؟ آیا فرو نخواهد پاشید؟
- امروز اقتصاد در چنگال مالیاتها، بوروکراسی و انحصارها خفه شده است. چشمانداز ما بازار را آزاد میکند، موانع را از بین میبرد و رقابت را باز میکند – که این امر کاهش قیمتها، رشد و فراوانی را تضمین میکند. این یک رویا نیست، این فرمولی است که موفقیت آن در هر کجای دنیا که آزمایش شده، به اثبات رسیده است.
- جوانان چگونه میتوانند در اسرائیل - ابرقدرت اسرائیلی-یهودی - خانه بخرند؟
- وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، بازار مسکن واقعاً باز خواهد شد، به جای اینکه توسط دولت خفه شود: آزادسازی زمینها: اکثر زمینها در اسرائیل در دست دولت است (بیش از ۹۰٪). به جای اینکه اداره اراضی اسرائیل کنترل را در دست داشته باشد، زمین برای ساختوساز به قید قرعه به هر شهروند یهودی واگذار میشود تا بدون انحصار و بدون واسطهگریهای بیهوده، آزادانه اقدام به ساخت کند. حذف موانع و کمیتهها: ما بوروکراسی خفهکننده ساختوساز را لغو خواهیم کرد. دیگر نیازی به سالها انتظار در کمیتههای برنامهریزی نیست، بلکه فرآیندی کوتاه، شفاف و مستقیم برقرار خواهد شد. حذف مالیاتهای املاک و مستغلات: مالیات بر خرید، عوارض و مالیاتهای ساختوساز مصنوعی لغو خواهند شد. به این ترتیب قیمت برای جوانان دهها درصد کاهش مییابد. ساختوساز در سراسر کشور: نه فقط در مرکز. یهودا و سامره، نقب و جلیل برای ساختوسازهای گسترده یهودی، همراه با زیرساختهای حملونقل پیشرفته باز خواهند شد. رقابت واقعی: وقتی هر کارآفرین و هر زوج جوانی بتوانند زمین بخرند و بسازند – رقابت قیمتها را کاهش میدهد و خانه را برای همگان قابل دسترس میسازد. هر زوج جوانی قادر خواهد بود خانهای با قیمت مناسب خریداری کند، نه به عنوان هدیهای از طرف والدین و نه به عنوان یک رویای غیرممکن. خانه دوباره به یک امر بدیهی تبدیل خواهد شد، نه امتیازی ویژه فقط برای ثروتمندان.
- زندگی یک صاحب کسبوکار در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی چگونه خواهد بود؟
- در اسرائیل امروز، صاحب کسبوکار اغلب برده دولت است: بوروکراسی بیپایان، مالیاتهای خفهکننده، مقررات دائماً در حال تغییر، بازرسان، جریمهها و بلاتکلیفی همیشگی. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: آزادی کارآفرینی: صاحب کسبوکار التماس کارمندان دولت را نخواهد کرد، بلکه از آزادی کامل برای نوآوری، راهاندازی کسبوکار و توسعه برخوردار خواهد شد. مجوزها و بوروکراسی به حداقل ممکن کاهش مییابد. مالیات منصفانه و حداقلی: به جای یک سیستم مالیاتی پیچیده و تنبیهی – مالیاتی ساده، کم و شفاف برقرار میشود. صاحب کسبوکار دقیقاً میداند چقدر پرداخت میکند و پول برای سرمایهگذاری در کسبوکار نزد خودش باقی میماند. رقابت آزاد: دیگر خبری از پارتیبازی برای نورچشمیها یا بازاری تحت کنترل مشتی از متمولان با نفوذ نخواهد بود. هر کسبوکار کوچکی میتواند به طور منصفانه رقابت کند و رشد یابد. امنیت تجاری: صاحب کسبوکار مجبور نخواهد بود از مجرمان، باجگیری یا رها شدن توسط پلیس بترسد. امنیت شخصی و اقتصادی در هر کجا تضمین خواهد شد. اقتصاد رو به رشد: در یک بازار باز و آزاد، با مالیات کم و بوروکراسی کاهشیافته – مشتریان بیشتری قادر به خرید خواهند بود، کسبوکارهای بیشتری شکوفا خواهند شد و فرصتهای بیشتری گشوده میشود. صاحب کسبوکار زندگی سرشار از خلاقیت خواهد داشت، نه بقا. کسبوکار او منبعی برای امرار معاش، افتخار و پیشرفت خواهد بود – نه منبعی برای اضطراب.
- و امنیت چطور؟ آیا واقعاً میتوانیم به پیروزی نهایی برسیم؟
- بله. دشمنان ما با ضعف ما زنده هستند. به محض اینکه ایمان به حقانیت راه خود را باز یابیم، از نظر نظامی و سیاسی پیروز خواهیم شد. هیچ ملتی به قدرت ملت ما نیست زمانی که به حقانیت راه خود ایمان دارد و این تنها (!) از طریق پیوند با هویت رخ خواهد داد.
- در نهایت همه چیز سیاست است – اگر شما در قدرت نباشید این امر چگونه محقق خواهد شد؟
- ما یک چشمانداز ارائه میدهیم و نه یک وصلهپینه دیگر. مردم تشنه یک چیز واقعی هستند، نه «مدیریت بحران». هر چه اسرائیلیهای بیشتری به هویت و چشماندازی که کشور را به مردم بازمیگرداند بپیوندند، نیروی سیاسی که آن را محقق کند شکل خواهد گرفت. این فرآیندی نیست که یکشبه اتفاق بیفتد، اما فرآیندی واقعی و غیرقابل توقف است.
- اگر مثل گذشته شکست بخورید چه؟
- به لطف فعالیتهای چندین ساله ما، اسرائیل امروز دارای جنبشی با چشمانداز بالغ و پلتفرمی جامع است که به عموم مردم امید میبخشد. سوال این نیست که آیا ما دوباره شکست خواهیم خورد یا خیر، بلکه این است که آیا ملت اسرائیل میتواند به خود اجازه دهد در مسیری که آنها را به این بحران هولناک کشانده ادامه دهد – بدون هویت، بدون حاکمیت و بدون قدرت.
- آیا هرجومرج فرهنگی ایجاد نخواهد شد؟
- برعکس – وقتی آزادی وجود دارد، خلاقیت نیز هست. هر جامعهای نهادهای آموزشی و فرهنگی خود را توسعه خواهد داد و همگی بر سر کیفیت رقابت خواهند کرد. این امر فراوانی فرهنگی ایجاد میکند، نه هرجومرج.
- این بیش از حد مسیحایی به نظر میرسد. تکلیف افراد سکولار چیست؟
- ایده بازگرداندن کشور به مردم، یک برنامه مذهبی نیست. هویت یهودی متعلق به همه ماست: سکولارها، مذهبیها، سنتیها. این اجبار مذهبی نیست – بلکه آزادی هویتی است. هر کس جایگاه خود را بر اساس انتخاب آزادانه پیدا میکند.
- یک روز از زندگی یک کودک در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی چگونه خواهد بود؟
- دیگر نه کودکی که آموزش یکنواخت، بیگانه و بدون ریشه دریافت میکند. هر کودکی بر اساس انتخاب، هویت و تعلق آموزش خواهد دید. او به مدرسهای خواهد رفت که والدینش برای او انتخاب کردهاند، درباره تاریخ و میراث خود با افتخار مطالعه خواهد کرد و با آزادی واقعی برای رشد بر اساس استعدادهایش بزرگ خواهد شد.
- تکلیف شهرهای مختلط مانند لود، رمله و حیفا چه خواهد شد؟
- در واقعیت فعلی، یهودیان در ترس زندگی میکنند و دولت از اجرای قانون میترسد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هیچ منطقه رهاشدهای وجود نخواهد داشت: قانون با برابری کامل اجرا خواهد شد و حاکمیت به هر محلهای بازخواهد گشت. یهودیان میتوانند در هر کجای کشور با امنیت کامل زندگی کنند – بدون ترس از خشونت، باجگیری یا تبعیض مثبت.
- آیا به دانشگاهها یا آزادی بیان آسیبی وارد نخواهد شد؟
- برعکس. امروز دانشگاهها و رسانهها از انحصار فکری رنج میبرند – نه آزادی واقعی. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر دیدگاهی شنیده خواهد شد و هر پژوهشی بدون اجبار ایدئولوژیک قابل انجام خواهد بود. آزادی بیان واقعاً محافظت خواهد شد – نه فقط برای کسانی که «درست» فکر میکنند.
- سیستم آموزشی در عمل چگونه خواهد بود - چه کسی هزینه آن را پرداخت میکند؟
- در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، بودجه به والدین باز خواهد گشت. هر والد یک بن آموزشی دریافت خواهد کرد و مدرسهای را انتخاب میکند که با ارزشهایش همخوانی دارد. به این ترتیب فرصتهای برابر حفظ میشود – بدون اجبار و بدون یکنواختی سرکوبگر.
- تکلیف دروس اصلی (لیبا) و حریدیها چه میشود؟
- دولت محتوا را تحمیل نخواهد کرد، بلکه آزادی عمل خواهد داد. هر کس تصمیم بگیرد از دروس اصلی چشمپوشی کند، بن آموزشی را دریافت نخواهد کرد و مسئولیت انتخاب خود را بر عهده خواهد داشت. در عمل، بیشتر والدین خواهان آموزش باکیفیتی خواهند بود که ترکیبی از یهودیت، هویت و ابزارهای زندگی باشد.
- چه اتفاقی برای مستمریها و کمک به اقشار ضعیف در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی خواهد افتاد؟
- امروز وضعیت اسفبار است: بخش زیادی از پول به نیازمندان نمیرسد، بلکه صرف بوروکراسی و کارمندان اداری میشود. تبعیض مثبت برای اقلیتها وجود دارد و اغلب یهودیان شاغل، پرداخت بیشتری دارند و خدمات کمتری دریافت میکنند. معلولان، سالمندان، بیماران مزمن و خانوادههای فقیر – مجبورند التماس کنند و با سیستم بجنگند.
- این امر چه تأثیری بر روابط یهودیان خارج از کشور با اسرائیل خواهد داشت؟
- امروز یهودیان در غربت احساس بیگانگی میکنند، زیرا اسرائیل سردرگمی و ضعف را مخابره میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، غرور و امنیت را در هویت خود منعکس خواهیم کرد و رابطه با یهودیان خارج از کشور را بر اساس الهامبخشی و نه عذرخواهی، تقویت خواهیم نمود. اسرائیل برای آنها لنگرگاهی از هویت خواهد بود – نه فقط پناهگاهی در زمان سختی.
- و در مورد هزینه این گذار چطور؟ چگونه هزینه همه اینها را پرداخت خواهیم کرد؟
- امروز مردم هزینه بسیار سنگینی پرداخت میکنند – در قالب مالیات، بوروکراسی، هزینههای بالای زندگی و هدررفتهای کلان دولت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، مالیاتها و موانع غیرضروری را لغو خواهیم کرد، بدنه بخش دولتی را کوچک میکنیم و قدرت را به شهروندان بازمیگردانیم. این کار هزینه بیشتری نخواهد داشت، بلکه میلیاردها صرفهجویی به همراه دارد و منابع عظیمی را برای آموزش، بهداشت و زیرساختها آزاد میکند.
جامعه و اقلیتها
- تکلیف شهروندان عرب اسرائیل چه خواهد شد؟
- امروز واقعیت یک دروغ دوطرفه است: از یک سو، دولت تبعیض مثبت و منابع عظیمی را اعطا میکند؛ از سوی دیگر، از اجرای قانون میترسد و خیابانها را رها کرده است. نتیجه: یهودیان در سرزمین خود احساس غریبی میکنند و خود عربها در فضایی از خصومت، خشونت و جرم زندگی میکنند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، قوانین روشن خواهد بود: هر کس اسرائیل را به عنوان یک کشور یهودی و دارای حاکمیت بپذیرد – در اینجا با احترام، برابری در برابر قانون و امنیت زندگی خواهد کرد. هر کس از پذیرش هویت کشور امتناع ورزد، میتواند مهاجرت داوطلبانه را همراه با غرامت سخاوتمندانه انتخاب کند. دیگر خبری از تبعیض مثبت که اقلیت را بر اکثریت ترجیح دهد نخواهد بود؛ دیگر شهرهای مختلط به حال خود رها نخواهند شد. یک قانون برای همه وجود خواهد داشت و قانون واقعاً اجرا خواهد شد.
- تکلیف دروزیها، مسیحیان و چرکسها چه میشود؟
- اقلیتهایی که وفاداری خود را به دولت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی ثابت کردهاند – در کنار آن جنگیدهاند، بهای سنگینی پرداختهاند و در اینجا زندگی مشترکی ساختهاند – شایسته به رسمیت شناختن کامل و احترام هستند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: هر اقلیت وفادار از حقوق کامل برخوردار خواهد شد، میتواند از نظر اقتصادی و اجتماعی شکوفا شود و از امنیت شخصی بهرهمند گردد. تمایز روشن خواهد بود: وفاداری به کشور یهودی = حقوق کامل. خصومت با کشور یهودی = بدون حقوق سیاسی. به این ترتیب ثبات، اعتماد و انصاف را تضمین خواهیم کرد – بدون سردرگمی و بدون دوگانگی اخلاقی.
- و در مورد حقوق دگرباشان (LGBT) چطور؟
- اسرائیل کشور اجبار مذهبی نیست – بلکه کشور آزادی و هویت یهودی است. چشمانداز Zehut در زندگی خصوصی افراد دخالت نمیکند: هر فرد میتواند تا زمانی که قانون را رعایت میکند، زندگی خود را آنطور که میخواهد سپری کند. هیچ تبعیض نهادینهای علیه دگرباشان وجود نخواهد داشت، همانطور که هیچ اجباری برای تحمیل دستور کار دگرباشان بر کل جامعه وجود نخواهد داشت. آزادی متعلق به همه است – و هر جامعهای میتواند زندگی و ارزشهای خود را بدون تحمیل بر دیگران شکل دهد.
قضاوت و دموکراسی
- آیا به دموکراسی آسیب نخواهید زد؟
- امروز دموکراسی توسط یک سیستم قضایی غیرانتخابی که بارها و بارها تصمیم مردم را باطل میکند، به گروگان گرفته شده است. این دموکراسی نیست، این حکومت کارمندان است. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: قدرت به نمایندگان منتخب مردم باز خواهد گشت – کسانی که نماینده مردم هستند. سیستم قضایی به وظیفه خود باز خواهد گشت: قضاوت بر اساس قانون، نه اداره سیاستگذاری. به این ترتیب یک دموکراسی واقعی احیا خواهد شد که در آن اکثریت راه را تعیین میکند و اقلیت در حقوق خود محافظت میشود.
- چگونه تضمین میکنید که دادگاهها دوباره به قدرت مسلط بازنگردند؟
- ما تعادل اساسی بین سه قوه را بازخواهیم گرداند: کنست قانونگذاری خواهد کرد. دولت مدیریت خواهد کرد. دیوان عالی مستقیماً توسط مردم انتخاب خواهد شد و دادگاهها بر اساس ارزشهای ملت قضاوت خواهند کرد. این بدان معناست که دادگاه نخواهد توانست تصمیمات سیاسی را باطل کند یا در مسائل ارزشی دخالت کند – بلکه به عدالت و اجرای قانون خواهد پرداخت. این امر یک سیستم پایدار و عادلانه را تضمین میکند، بدون استبداد قضات و بدون استبداد حکومت.
- در مورد آزادی بیان چطور؟
- امروز آزادی بیان در اسرائیل گزینشی است – برخی دیدگاهها از حمایت مطلق برخوردارند و برخی دیگر تحت تعقیب قرار میگیرند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: آزادی بیان برای همه تضمین خواهد شد: راست، چپ، مذهبی، سکولار. شنیده شدن هیچ دیدگاهی ممنوع نخواهد شد – حتی اگر محبوب نباشد. فقط تحریک به خشونت ممنوع خواهد بود – نه انتقاد سیاسی یا اعتقادی. به این ترتیب، یک فضای عمومی واقعی، باز و متنوع را تضمین خواهیم کرد.
روابط خارجی و یهودیان خارج از کشور
- ایالات متحده چه واکنشی نشان خواهد داد؟
- ایالات متحده به قدرت احترام میگذارد، نه به ضعف. هر بار که اسرائیل روی مواضع خود ایستادگی کرد – روابط با ایالات متحده تقویت شد (جنگ شش روزه، نابودی سکوهای موشکی). هر بار که سعی کردیم چاپلوسی کنیم – متحمل فشارها و تحقیرها شدیم (اسلو، عقبنشینی از غزه). وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، رابطه با ایالات متحده بر پایه مشارکت واقعی استوار خواهد بود – نه بر روابط وابستگی.
- این امر چه تأثیری بر یهودیان خارج از کشور خواهد داشت؟
- امروز یهودیان خارج از کشور فاصله میگیرند زیرا اسرائیل سردرگمی و ضعف را مخابره میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: غرور، هویت و اعتماد به نفس را مخابره خواهیم کرد. ما برای آنها لنگرگاهی از الهامبخشی خواهیم بود، نه فقط یک پناهگاه در زمان اضطرار. اسرائیل به مرکز جهانی هویت یهودی تبدیل خواهد شد و یهودیان را از همه جوامع به خود نزدیک خواهد کرد.
- و در مورد اروپا چطور؟
- اروپا به انتقاد از ما ادامه خواهد داد، زیرا این بخشی از دیانای آن است. اما در نهایت ترجیح خواهد داد با ما تجارت کند، از فناوری و کشاورزی ما بهرهمند شود و در زمینه امنیت همکاری کند. واقعیت ثابت میکند: قدرت اتحادها را جذب میکند، ضعف تحریمها را به همراه میآورد.
آزادی، هویت، معنا
آزادی
دیگر خبری از مبارزه با بوروکراسی، اجبار و مقررات دستوپاگیر نخواهد بود، بلکه کشوری خواهیم داشت که آزادی را به شهروند بازمیگرداند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر فرد میتواند زندگی خود را بر اساس مسئولیت شخصی و جامعهمحور انتخاب کند. دولت دیکته نخواهد کرد، بلکه بستر را فراهم میسازد. این پایه و اساس ابتکار، نوآوری و شکوفایی است.
هویت
ما بهای سنگینی برای گم کردن راه و فرار از داستان خود پرداختیم. اکنون زمان آن است که دوباره به آنچه هستیم متصل شویم. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر کودکی با هویتی روشن رشد خواهد کرد: فرزندی از ملت ابدی، ادامهدهنده زنجیره نسلها، زندگیکننده در سرزمینی که به او بخشیده شده است – و حاکمیت او از همینجا سرچشمه میگیرد. هویت روشن، نیرویی است که امنیت خاطر شخصی و ملی میبخشد.
معنا
دیگر خبری از بقای روزمره و بدون افق نخواهد بود، بلکه هدفی روشن پیش رو خواهد داشت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، زندگی شخصی و زندگی ملی معنا پیدا میکند: ملتی آزاد در سرزمین خود بودن، و رساندن پیام هویت و آزادی به جهان. ما دیگر یک کشور کوچک نیستیم که فقط به تهدیدها واکنش نشان دهد – بلکه قدرتی هستیم که راه را رهبری میکند.
دولت کوچک، کشور کارآمد
دولت لاغر و کارآمد
دیگر خبری از یک تشکیلات پیچیده و متورم که پول عمومی را هدر میدهد نخواهد بود، بلکه کشوری لاغر خواهیم داشت که با کارآمدی و شفافیت عمل میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، دولت تنها بر امور اساسی تمرکز خواهد کرد: امنیت، دادگستری، زیرساختهای ملی. مابقی امور به شهروندان، جوامع و ابتکارهای آزاد بازخواهد گشت. دولت لاغر، دولتی قوی است.
جوامع قوی
دیگر شهروند وابسته به دولت نخواهد بود – بلکه جوامعی مستقل و شکوفا خواهیم داشت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر جامعهای میتواند بر اساس ارزشهای خود و با انتخاب آزاد، نهادهای آموزشی، فرهنگی و رفاهی برپا کند. دولت یکپارچگی اجباری را تحمیل نخواهد کرد، بلکه امکان شکوفایی متنوعی را فراهم میسازد که کل جامعه را تقویت میکند – بدون اجبار، درگیریهای داخلی یا نفرت.
دستگاه قضایی متوازن
دیگر خبری از یک سیستم قضایی گسسته از ارزشهای ملت، که ارزشهای بیگانه را دیکته کرده و اختیاراتی را که متعلق به آن نیست غصب میکند، نخواهد بود – بلکه شاهد دادرسی عادلانهای خواهیم بود که بر ارزشهای ابدی ملت اسرائیل تکیه دارد و از حقوق شهروندی و هویت کشور محافظت میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، سیستم قضایی در جایگاه شایسته خود قرار خواهد گرفت: حفظ قانون و آزادیهای فردی، بدون حکمرانی به جای نمایندگان منتخب مردم. حاکمیت ملت حفظ خواهد شد و عدالت واقعی برقرار میگردد.
برنامه اجتماعی
آموزش آزاد و هویتساز
دیگر خبری از یک سیستم آموزشی دولتی خفهکننده و یکنواخت نخواهد بود – بلکه آموزشی که نسلی آزاد، مبتکر و دارای هویت تربیت میکند. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، والدین مسئول آموزش فرزندان خود هستند. دولت ابزارها، بودجه و مسئولیت را به آنها بازمیگرداند. یک سیستم آموزشی متنوع به هر کودک اجازه میدهد تا بر اساس کنجکاوی، باور به خود و ارتباط عمیق با ریشههایش رشد کند.
خانواده قوی
دیگر خبری از فروپاشی خانواده از طریق مداخله دولت و تزریق ارزشهای ترقیخواهانه (پروگرسیو) نخواهد بود – بلکه بازسازی ستون فقرات جامعه در دستور کار است. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، خانواده دوباره به کانون زندگی تبدیل میشود. دولت دست خود را از خانواده کوتاه خواهد کرد، حقوق والدین را تقویت میکند و چارچوبی پایدار را تضمین مینماید که جامعهای استوار از آن ساخته میشود.
رفاه برخاسته از مسئولیتپذیری
دیگر خبری از وابستگی به سازوکارهای حمایتی خفهکننده نخواهد بود – بلکه مسئولیتپذیری جامعهمحور و حمایت واقعی از نیازمندان جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، شبکه امنیت اجتماعی حول محور جوامع محلی و انجمنهای آزاد و بر اساس اعتماد متقابل ساخته خواهد شد. به جای یک سازوکار ناکارآمد و بیگانه – رفاهی گرم، نزدیک و کارآمد برقرار میشود. بیمه ملی دیگر به عنوان مجرایی برای تأمین مالی و تشویق جوامع غیریهودی که با دولت اسرائیل دشمنی دارند، عمل نخواهد کرد. سلامت واقعی و نه شعبهای از صنعت داروسازی؛ دیگر خبری از یک سیستم عمومی به اسارت گرفته شده توسط شرکتهای داروسازی و سازمان بهداشت جهانی که مشخص شده با حماس همکاری میکند، نخواهد بود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هر شهروند مراقبتهای پزشکی باکیفیت را در زمان و مکان مورد نیاز خود دریافت خواهد کرد. دولت رقابت آزاد بین صندوقهای بیمه و شرکتهای بیمه ایجاد میکند و تضمین مینماید که هر کس بتواند مسیر مناسب خود را انتخاب کند.
رسانه آزاد و متنوع
دیگر خبری از انحصار رسانهای که واقعیت را تحریف میکند نخواهد بود – بلکه بازار آزادی از آرا و صداها شکل میگیرد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، آزادی بیان واقعاً تضمین خواهد شد: هر صدایی شنیده میشود و هر ایدهای میتواند در بازار آزاد اندیشهها به رقابت بپردازد. مطبوعات مستقل به مردم خدمت خواهند کرد – نه به نخبگان.
اقتصاد آزاد و فراوانی
اقتصاد آزاد
دیگر خبری از بوروکراسی، تعرفهها و پارتیبازیها نخواهد بود – بلکه آزادی اقتصادی واقعی حاکم میشود. وعده ما: در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، بازار باز، رقابتی و خلاق خواهد بود. موانع مصنوعی را حذف میکنیم، بازارها را میگشاییم و ابتکارات را آزاد میسازیم. نتیجه: ثروت در دولت متوقف نخواهد شد، بلکه به دست شهروندان خواهد رسید.
کاهش هزینه زندگی
دیگر خبری از مداخله دولتی که هر محصولی را گران میکند نخواهد بود – بلکه بازار آزادی که قیمتها را کاهش میدهد برقرار میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، قیمتها به لطف حذف تعرفهها و استانداردهای غیرضروری، باز کردن واردات و برچیدن انحصارها به شدت کاهش مییابد. حقوق هر خانواده برای موارد بیشتری کفایت خواهد کرد و حس فراوانی واقعی را به ارمغان میآورد.
مسکن قابل دسترس در سراسر کشور
دیگر خبری از زوجهای جوانی که زیر بار وام مسکن خفه میشوند نخواهد بود – بلکه ساختوساز آزاد و بازار مسکن شکوفا جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، زمینهای دولتی از طریق قرعهکشی به هر خانواده یهودی واگذار خواهد شد. برنامهریزی و ساختوساز در فضای آزادی و نه از طریق کارمندبازی خفهکننده انجام خواهد شد. خانوادهها میتوانند در تمام نقاط کشور، با قیمتهای مناسب، بدون وابستگی به کمیتهها و افراد نزدیک به قدرت، خانه خریداری کنند.
صنعت و کارآفرینی
دیگر خبری از اقتصادی وابسته به لطف و مرحمت دولت نخواهد بود – بلکه یک «زیستبوم» (اکوسیستم) از خلاقیت و نوآوری شکل میگیرد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، کارآفرینان، کشاورزان و صنعتگران آزادی مطلق برای خلق کردن، صادر کردن و توسعه یافتن خواهند داشت. بوروکراسی کاهش مییابد، مالیاتها کم میشود – و اسرائیل در خط مقدم جهانی به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی-فناوری خواهد ایستاد.
فراوانی به عنوان پایه آزادی
دیگر خبری از فقر و وابستگی نخواهد بود – بلکه ثروتی که استقلال فردی و اجتماعی را ممکن میسازد جایگزین میشود. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هر شهروند قادر خواهد بود با عزت خانواده خود را تأمین کند، دست به ابتکار بزند، رویاپردازی کند و بسازد. فراوانی اقتصادی یک کالای لوکس نیست – بلکه شرط لازم برای آزادی واقعی است.
امنیت داخلی و آزادی شهروندان
امنیت شخصی برای هر یهودی
دیگر خبری از ترس در خیابانها، شهرهای مختلط رها شده، و شمال و جنوب واگذار شده به جنایتکاران و باجگیران نخواهد بود – بلکه امنیت کامل در هر نقطه از کشور برقرار میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر یهودی میتواند با امنیت در هر خیابانی، در قلب هر شهری و در هر شهرکی قدم بزند. پلیس در کنار شهروند خواهد ایستاد و نه علیه او، و دولت با قدرت از شهروندانش دفاع خواهد کرد و آنها را در برابر جنایات ملیگرایانه رها نخواهد ساخت.
پایان دادن به برخورد سلیقهای و گزینشی
دیگر وضعیتی که در آن دولت قانونمداران را تعقیب میکند و مجرمان را نادیده میگیرد وجود نخواهد داشت – بلکه یک قانون برای همه اجرا میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، قانون با برابری کامل اجرا خواهد شد: هر کس آن را نقض کند مجازات میشود و هر کس آن را رعایت کند از حمایت برخوردار خواهد شد. دیگر خبری از پارتیبازی و ترس از جنایتکاران نخواهد بود. این بسیار بدیهی و اساسی است!
آزادی شهروندی واقعی
دیگر خبری از شهروند فاقد حقوق در برابر دولتی که او را زیر نظر دارد نخواهد بود – بلکه آزادی فردی به عنوان پایه اعتماد قرار میگیرد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، از حقوق شهروندی محافظت خواهیم کرد: حق حمل سلاح برای دفاع از خود، حق آزادی بیان، و حق زندگی بدون ورود بیمورد دولت به حریم خصوصی.
پایان دادن به "دورههای موقت" در مبارزه با جرم و جنایت
دیگر خبری از برخوردهای مقطعی و سطحی نخواهد بود – بلکه یکسره کردن واقعی کار در دستور کار است. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، دولت با جرم و جنایت "مدیریت منازعه" نخواهد کرد، بلکه آن را در هم خواهد شکست. هر کس دست خود را علیه دولت یا شهروندانش بلند کند – بازداشت، اخراج یا به شدت مجازات خواهد شد.
آزادی و امنیت در کنار هم
دیگر دوراهی میان آزادی و امنیت وجود نخواهد داشت – بلکه یک ترکیب برنده ایجاد میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، امنیت شخصی نه از طریق سرکوب، بلکه از طریق آزادی تضمین خواهد شد: دولتی که قدرت را به شهروند بازمیگرداند، اما با تمام توان از او پشتیبانی میکند.
امنیت ملی
یکسره کردن کار به جای "مدیریت منازعه"
دیگر خبری از دورهای بیپایان درگیری و "توافق" با دشمنی که به مسلح شدن خود ادامه میدهد نخواهد بود – بلکه یکسره کردن واضح کار انجام میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، ارتش اسرائیل و رهبری کشور دوباره دشمنان اسرائیل را مغلوب خواهند کرد. ما به آتشبسهای موقت بسنده نخواهیم کرد! ما حس امنیت واقعی و زندگی بدون سایه شمشیر بر بالای سر را به مردم بازخواهیم گرداند.
حاکمیت کامل بر تمام نقاط کشور
دیگر خبری از مناطق رها شده یا "مناطق تحت کنترل" یک نهاد متخاصم نخواهد بود، بلکه حاکمیت کامل اسرائیل برقرار میشود. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، حاکمیت خود را بر یهودا، سامره و نوار غزه اعمال خواهیم کرد، مرزهای امن را در سراسر کشور تضمین میکنیم و الگوی "تشکیلات خودگردان" را که به تهدیدی برای بقای ما تبدیل شده است، نابود خواهیم کرد. در هر بخش از سرزمین موعودمان که از آنجا مورد حمله قرار گیریم و در نتیجه به دست ما بیفتد، دشمن اخراج شده و حاکمیت کامل اسرائیل اعمال خواهد شد.
امنیت مبتنی بر استقلال
دیگر خبری از وابستگی به کمکهای آمریکا یا تایید بینالمللی نخواهد بود، بلکه محکم روی پاهای خود میایستیم. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، یک صنعت دفاعی مستقل خواهیم ساخت، برتری فناوری را تضمین میکنیم و آزادی عمل مطلق را در برابر هر دشمنی حفظ خواهیم کرد.
ارتشی با معنا و هدف
دیگر خبری از سربازی اجباری بر اساس برابری مصنوعی نخواهد بود – بلکه خدمتی مبتنی بر هویت و رسالت شکل میگیرد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، ارتش مکانی خواهد بود که جوانان یهودی در آن مسئولیت و معنا پیدا میکنند، این امر از روی انتخاب و از طریق پیوند با مردم و سرزمین صورت میگیرد. این الگو هم قدرت نظامی و هم تابآوری اجتماعی را تضمین خواهد کرد.
امنیتی که زندگی را ممکن میسازد
دیگر نه زندگی در سایه ترس مداوم، بلکه امنیتی واقعی که افقهای جدیدی میبخشد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، نه تنها از مرزها، بلکه از خود زندگی محافظت خواهیم کرد. امنیت ملی هدفی فینفسه نیست – بلکه پایهای است برای یک اقتصاد شکوفا، جامعهای آزاد و زندگی سرشار از معنا.
برنامه سیاسی
صلح از موضع اقتدار و پیروزی، نه از موضع ضعف
دیگر نه «مدیریت منازعه» و نه توهمات اسلو – بلکه صلحی مبتنی بر قدرت. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، ما بر سر حق زندگی خود در اینجا مذاکره نخواهیم کرد. تروریسم را در هم میکوبیم، مهاجرت داوطلبانه جمعیتهای متخاصم را تشویق میکنیم و واقعیتی را پایهگذاری میکنیم که در آن اسرائیل با حاکمیت کامل خود تسلط داشته باشد. تنها از دل قدرت است که آرامش و صلح پدید میآید.
استقلال سیاسی
دیگر نه وابستگی به آمریکا، اروپا یا سازمان ملل – بلکه استقلال کامل. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، ما سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی محض پیش خواهیم برد، نه ترس از انتقادهای بینالمللی. ما آزادی عمل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را حفظ خواهیم کرد – و الگویی برای سایر ملتها خواهیم بود.
اورشلیم – قلب تپنده
دیگر نه شهری تقسیمشده یا مورد مناقشه – بلکه پایتختی متحد و دارای حاکمیت. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، اورشلیم در مرکز حاکمیت یهودی و بینالمللی قرار خواهد گرفت. ما نهادهای دولتی را در آن مستقر خواهیم کرد، از اماکن مقدس محافظت خواهیم نمود و اعتبار حق تاریخی و اعتقادی خود را به کل جهان منعکس خواهیم کرد.
پایان دادن به کشور «فلسطینی»
دیگر نه توهم «دو کشور» – بلکه یک واقعیت پایدار واحد. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، هرگز کشور عربی دیگری بین رود اردن و دریا تاسیس نخواهد شد. ما به ساکنان منطقه تنها سه گزینه پیشنهاد خواهیم داد: اقامت دائم، شهروندی در موارد نادر برای کسانی که وفاداری کامل خود را ثابت کنند، یا بسته حمایتی مهاجرت. این یک راه حل اخلاقی، پایدار و ماندگار است.
اسرائیل به عنوان فانوس دریایی جهان
دیگر نه کشوری که مدام عذرخواهی میکند – بلکه کشوری که رهبری میکند. در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی، ما الگویی برای کل جهان خواهیم بود: قوم خدا که پس از ۲۰۰۰ سال به سرزمین خود بازگشته، کشوری آزاد، مستقل و اخلاقی در آن بنا نهاده – و پیام عدالت و آزادی را به همه ملتها بشارت میدهد.
پرسش و پاسخ
عمومی
- این در چشمانداز زیباست - اما در عمل چگونه آن را انجام خواهید داد؟
- ما راه حلهای جدیدی اختراع نمیکنیم، بلکه چشمانداز کهن و دیرینه قوم اسرائیل را جایگزین چشمانداز ترقیخواهی (پروگرسیو) میکنیم که منجر به جنون اسلو و قتلعام سیمخات تورات شد. وقتی این چشمانداز ترسیم شود، ما به سادگی مانعتراشی در مسیر تحقق طبیعی آن را متوقف خواهیم کرد. ما تمام موانع را برمیداریم. دولت امروز مانع آزادی در آموزش، مسکن، اقتصاد و حاکمیت قانون است. به محض اینکه قدرت به شهروند و به هویت یهودی بازگردانده شود، واقعیت خود به خود تغییر خواهد کرد. دنیا چطور؟ ما در برابر فشارهای بینالمللی دوام نخواهیم آورد دنیا به قدرت احترام میگذارد نه به ضعف. هر بار که تلاش کردیم خود را محبوب دل ملتهای جهان کنیم – با تحریم، تروریسم و یهودستیزی مواجه شدیم. هر بار که اقتدار خود را نشان دادیم (مانند جنگ شش روزه)، به رسمیت شناخته شدیم و مورد تقدیر قرار گرفتیم. اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی الگویی برای سایر ملتها خواهد بود، نه کشوری که مدام عذرخواهی میکند.
- تکلیف عربهایی که اینجا زندگی میکنند چه میشود؟
- ما به هر فرد سه گزینه پیشنهاد میکنیم: اقامت دائم؛ در موارد نادر و آشکار که وفاداری به دولت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی اثبات شود، امکان شهروندی کامل نیز وجود خواهد داشت؛ و برای کسانی که هیچکدام از این دو گزینه را نخواهند، مسیر مهاجرت همراه با جبران خسارت سخاوتمندانه فراهم خواهد بود. دیگر خبری از توهم «کشور فلسطینی» که بر سر ما خراب شود نخواهد بود. به جای منازعه همیشگی – ثبات و شفافیت.
- تکلیف اقتصاد چه میشود؟ آیا فرو نخواهد پاشید؟
- امروز اقتصاد در چنگال مالیاتها، بوروکراسی و انحصارها خفه شده است. چشمانداز ما بازار را آزاد میکند، موانع را از بین میبرد و رقابت را باز میکند – که این امر کاهش قیمتها، رشد و فراوانی را تضمین میکند. این یک رویا نیست، این فرمولی است که موفقیت آن در هر کجای دنیا که آزمایش شده، به اثبات رسیده است.
- جوانان چگونه میتوانند در اسرائیل - ابرقدرت اسرائیلی-یهودی - خانه بخرند؟
- وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، بازار مسکن واقعاً باز خواهد شد، به جای اینکه توسط دولت خفه شود: آزادسازی زمینها: اکثر زمینها در اسرائیل در دست دولت است (بیش از ۹۰٪). به جای اینکه اداره اراضی اسرائیل کنترل را در دست داشته باشد، زمین برای ساختوساز به قید قرعه به هر شهروند یهودی واگذار میشود تا بدون انحصار و بدون واسطهگریهای بیهوده، آزادانه اقدام به ساخت کند. حذف موانع و کمیتهها: ما بوروکراسی خفهکننده ساختوساز را لغو خواهیم کرد. دیگر نیازی به سالها انتظار در کمیتههای برنامهریزی نیست، بلکه فرآیندی کوتاه، شفاف و مستقیم برقرار خواهد شد. حذف مالیاتهای املاک و مستغلات: مالیات بر خرید، عوارض و مالیاتهای ساختوساز مصنوعی لغو خواهند شد. به این ترتیب قیمت برای جوانان دهها درصد کاهش مییابد. ساختوساز در سراسر کشور: نه فقط در مرکز. یهودا و سامره، نقب و جلیل برای ساختوسازهای گسترده یهودی، همراه با زیرساختهای حملونقل پیشرفته باز خواهند شد. رقابت واقعی: وقتی هر کارآفرین و هر زوج جوانی بتوانند زمین بخرند و بسازند – رقابت قیمتها را کاهش میدهد و خانه را برای همگان قابل دسترس میسازد. هر زوج جوانی قادر خواهد بود خانهای با قیمت مناسب خریداری کند، نه به عنوان هدیهای از طرف والدین و نه به عنوان یک رویای غیرممکن. خانه دوباره به یک امر بدیهی تبدیل خواهد شد، نه امتیازی ویژه فقط برای ثروتمندان.
- زندگی یک صاحب کسبوکار در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی چگونه خواهد بود؟
- در اسرائیل امروز، صاحب کسبوکار اغلب برده دولت است: بوروکراسی بیپایان، مالیاتهای خفهکننده، مقررات دائماً در حال تغییر، بازرسان، جریمهها و بلاتکلیفی همیشگی. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: آزادی کارآفرینی: صاحب کسبوکار التماس کارمندان دولت را نخواهد کرد، بلکه از آزادی کامل برای نوآوری، راهاندازی کسبوکار و توسعه برخوردار خواهد شد. مجوزها و بوروکراسی به حداقل ممکن کاهش مییابد. مالیات منصفانه و حداقلی: به جای یک سیستم مالیاتی پیچیده و تنبیهی – مالیاتی ساده، کم و شفاف برقرار میشود. صاحب کسبوکار دقیقاً میداند چقدر پرداخت میکند و پول برای سرمایهگذاری در کسبوکار نزد خودش باقی میماند. رقابت آزاد: دیگر خبری از پارتیبازی برای نورچشمیها یا بازاری تحت کنترل مشتی از متمولان با نفوذ نخواهد بود. هر کسبوکار کوچکی میتواند به طور منصفانه رقابت کند و رشد یابد. امنیت تجاری: صاحب کسبوکار مجبور نخواهد بود از مجرمان، باجگیری یا رها شدن توسط پلیس بترسد. امنیت شخصی و اقتصادی در هر کجا تضمین خواهد شد. اقتصاد رو به رشد: در یک بازار باز و آزاد، با مالیات کم و بوروکراسی کاهشیافته – مشتریان بیشتری قادر به خرید خواهند بود، کسبوکارهای بیشتری شکوفا خواهند شد و فرصتهای بیشتری گشوده میشود. صاحب کسبوکار زندگی سرشار از خلاقیت خواهد داشت، نه بقا. کسبوکار او منبعی برای امرار معاش، افتخار و پیشرفت خواهد بود – نه منبعی برای اضطراب.
- و امنیت چطور؟ آیا واقعاً میتوانیم به پیروزی نهایی برسیم؟
- بله. دشمنان ما با ضعف ما زنده هستند. به محض اینکه ایمان به حقانیت راه خود را باز یابیم، از نظر نظامی و سیاسی پیروز خواهیم شد. هیچ ملتی به قدرت ملت ما نیست زمانی که به حقانیت راه خود ایمان دارد و این تنها (!) از طریق پیوند با هویت رخ خواهد داد.
- در نهایت همه چیز سیاست است – اگر شما در قدرت نباشید این امر چگونه محقق خواهد شد؟
- ما یک چشمانداز ارائه میدهیم و نه یک وصلهپینه دیگر. مردم تشنه یک چیز واقعی هستند، نه «مدیریت بحران». هر چه اسرائیلیهای بیشتری به هویت و چشماندازی که کشور را به مردم بازمیگرداند بپیوندند، نیروی سیاسی که آن را محقق کند شکل خواهد گرفت. این فرآیندی نیست که یکشبه اتفاق بیفتد، اما فرآیندی واقعی و غیرقابل توقف است.
- اگر مثل گذشته شکست بخورید چه؟
- به لطف فعالیتهای چندین ساله ما، اسرائیل امروز دارای جنبشی با چشمانداز بالغ و پلتفرمی جامع است که به عموم مردم امید میبخشد. سوال این نیست که آیا ما دوباره شکست خواهیم خورد یا خیر، بلکه این است که آیا ملت اسرائیل میتواند به خود اجازه دهد در مسیری که آنها را به این بحران هولناک کشانده ادامه دهد – بدون هویت، بدون حاکمیت و بدون قدرت.
- آیا هرجومرج فرهنگی ایجاد نخواهد شد؟
- برعکس – وقتی آزادی وجود دارد، خلاقیت نیز هست. هر جامعهای نهادهای آموزشی و فرهنگی خود را توسعه خواهد داد و همگی بر سر کیفیت رقابت خواهند کرد. این امر فراوانی فرهنگی ایجاد میکند، نه هرجومرج.
- این بیش از حد مسیحایی به نظر میرسد. تکلیف افراد سکولار چیست؟
- ایده بازگرداندن کشور به مردم، یک برنامه مذهبی نیست. هویت یهودی متعلق به همه ماست: سکولارها، مذهبیها، سنتیها. این اجبار مذهبی نیست – بلکه آزادی هویتی است. هر کس جایگاه خود را بر اساس انتخاب آزادانه پیدا میکند.
- یک روز از زندگی یک کودک در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی چگونه خواهد بود؟
- دیگر نه کودکی که آموزش یکنواخت، بیگانه و بدون ریشه دریافت میکند. هر کودکی بر اساس انتخاب، هویت و تعلق آموزش خواهد دید. او به مدرسهای خواهد رفت که والدینش برای او انتخاب کردهاند، درباره تاریخ و میراث خود با افتخار مطالعه خواهد کرد و با آزادی واقعی برای رشد بر اساس استعدادهایش بزرگ خواهد شد.
- تکلیف شهرهای مختلط مانند لود، رمله و حیفا چه خواهد شد؟
- در واقعیت فعلی، یهودیان در ترس زندگی میکنند و دولت از اجرای قانون میترسد. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هیچ منطقه رهاشدهای وجود نخواهد داشت: قانون با برابری کامل اجرا خواهد شد و حاکمیت به هر محلهای بازخواهد گشت. یهودیان میتوانند در هر کجای کشور با امنیت کامل زندگی کنند – بدون ترس از خشونت، باجگیری یا تبعیض مثبت.
- آیا به دانشگاهها یا آزادی بیان آسیبی وارد نخواهد شد؟
- برعکس. امروز دانشگاهها و رسانهها از انحصار فکری رنج میبرند – نه آزادی واقعی. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، هر دیدگاهی شنیده خواهد شد و هر پژوهشی بدون اجبار ایدئولوژیک قابل انجام خواهد بود. آزادی بیان واقعاً محافظت خواهد شد – نه فقط برای کسانی که «درست» فکر میکنند.
- سیستم آموزشی در عمل چگونه خواهد بود - چه کسی هزینه آن را پرداخت میکند؟
- در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت یهودی-اسرائیلی، بودجه به والدین باز خواهد گشت. هر والد یک بن آموزشی دریافت خواهد کرد و مدرسهای را انتخاب میکند که با ارزشهایش همخوانی دارد. به این ترتیب فرصتهای برابر حفظ میشود – بدون اجبار و بدون یکنواختی سرکوبگر.
- تکلیف دروس اصلی (لیبا) و حریدیها چه میشود؟
- دولت محتوا را تحمیل نخواهد کرد، بلکه آزادی عمل خواهد داد. هر کس تصمیم بگیرد از دروس اصلی چشمپوشی کند، بن آموزشی را دریافت نخواهد کرد و مسئولیت انتخاب خود را بر عهده خواهد داشت. در عمل، بیشتر والدین خواهان آموزش باکیفیتی خواهند بود که ترکیبی از یهودیت، هویت و ابزارهای زندگی باشد.
- چه اتفاقی برای مستمریها و کمک به اقشار ضعیف در اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت اسرائیلی-یهودی خواهد افتاد؟
- امروز وضعیت اسفبار است: بخش زیادی از پول به نیازمندان نمیرسد، بلکه صرف بوروکراسی و کارمندان اداری میشود. تبعیض مثبت برای اقلیتها وجود دارد و اغلب یهودیان شاغل، پرداخت بیشتری دارند و خدمات کمتری دریافت میکنند. معلولان، سالمندان، بیماران مزمن و خانوادههای فقیر – مجبورند التماس کنند و با سیستم بجنگند.
- این امر چه تأثیری بر روابط یهودیان خارج از کشور با اسرائیل خواهد داشت؟
- امروز یهودیان در غربت احساس بیگانگی میکنند، زیرا اسرائیل سردرگمی و ضعف را مخابره میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، غرور و امنیت را در هویت خود منعکس خواهیم کرد و رابطه با یهودیان خارج از کشور را بر اساس الهامبخشی و نه عذرخواهی، تقویت خواهیم نمود. اسرائیل برای آنها لنگرگاهی از هویت خواهد بود – نه فقط پناهگاهی در زمان سختی.
- و در مورد هزینه این گذار چطور؟ چگونه هزینه همه اینها را پرداخت خواهیم کرد؟
- امروز مردم هزینه بسیار سنگینی پرداخت میکنند – در قالب مالیات، بوروکراسی، هزینههای بالای زندگی و هدررفتهای کلان دولت. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، مالیاتها و موانع غیرضروری را لغو خواهیم کرد، بدنه بخش دولتی را کوچک میکنیم و قدرت را به شهروندان بازمیگردانیم. این کار هزینه بیشتری نخواهد داشت، بلکه میلیاردها صرفهجویی به همراه دارد و منابع عظیمی را برای آموزش، بهداشت و زیرساختها آزاد میکند.
جامعه و اقلیتها
- تکلیف شهروندان عرب اسرائیل چه خواهد شد؟
- امروز واقعیت یک دروغ دوطرفه است: از یک سو، دولت تبعیض مثبت و منابع عظیمی را اعطا میکند؛ از سوی دیگر، از اجرای قانون میترسد و خیابانها را رها کرده است. نتیجه: یهودیان در سرزمین خود احساس غریبی میکنند و خود عربها در فضایی از خصومت، خشونت و جرم زندگی میکنند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، قوانین روشن خواهد بود: هر کس اسرائیل را به عنوان یک کشور یهودی و دارای حاکمیت بپذیرد – در اینجا با احترام، برابری در برابر قانون و امنیت زندگی خواهد کرد. هر کس از پذیرش هویت کشور امتناع ورزد، میتواند مهاجرت داوطلبانه را همراه با غرامت سخاوتمندانه انتخاب کند. دیگر خبری از تبعیض مثبت که اقلیت را بر اکثریت ترجیح دهد نخواهد بود؛ دیگر شهرهای مختلط به حال خود رها نخواهند شد. یک قانون برای همه وجود خواهد داشت و قانون واقعاً اجرا خواهد شد.
- تکلیف دروزیها، مسیحیان و چرکسها چه میشود؟
- اقلیتهایی که وفاداری خود را به دولت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی ثابت کردهاند – در کنار آن جنگیدهاند، بهای سنگینی پرداختهاند و در اینجا زندگی مشترکی ساختهاند – شایسته به رسمیت شناختن کامل و احترام هستند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: هر اقلیت وفادار از حقوق کامل برخوردار خواهد شد، میتواند از نظر اقتصادی و اجتماعی شکوفا شود و از امنیت شخصی بهرهمند گردد. تمایز روشن خواهد بود: وفاداری به کشور یهودی = حقوق کامل. خصومت با کشور یهودی = بدون حقوق سیاسی. به این ترتیب ثبات، اعتماد و انصاف را تضمین خواهیم کرد – بدون سردرگمی و بدون دوگانگی اخلاقی.
- و در مورد حقوق دگرباشان (LGBT) چطور؟
- اسرائیل کشور اجبار مذهبی نیست – بلکه کشور آزادی و هویت یهودی است. چشمانداز Zehut در زندگی خصوصی افراد دخالت نمیکند: هر فرد میتواند تا زمانی که قانون را رعایت میکند، زندگی خود را آنطور که میخواهد سپری کند. هیچ تبعیض نهادینهای علیه دگرباشان وجود نخواهد داشت، همانطور که هیچ اجباری برای تحمیل دستور کار دگرباشان بر کل جامعه وجود نخواهد داشت. آزادی متعلق به همه است – و هر جامعهای میتواند زندگی و ارزشهای خود را بدون تحمیل بر دیگران شکل دهد.
قضاوت و دموکراسی
- آیا به دموکراسی آسیب نخواهید زد؟
- امروز دموکراسی توسط یک سیستم قضایی غیرانتخابی که بارها و بارها تصمیم مردم را باطل میکند، به گروگان گرفته شده است. این دموکراسی نیست، این حکومت کارمندان است. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: قدرت به نمایندگان منتخب مردم باز خواهد گشت – کسانی که نماینده مردم هستند. سیستم قضایی به وظیفه خود باز خواهد گشت: قضاوت بر اساس قانون، نه اداره سیاستگذاری. به این ترتیب یک دموکراسی واقعی احیا خواهد شد که در آن اکثریت راه را تعیین میکند و اقلیت در حقوق خود محافظت میشود.
- چگونه تضمین میکنید که دادگاهها دوباره به قدرت مسلط بازنگردند؟
- ما تعادل اساسی بین سه قوه را بازخواهیم گرداند: کنست قانونگذاری خواهد کرد. دولت مدیریت خواهد کرد. دیوان عالی مستقیماً توسط مردم انتخاب خواهد شد و دادگاهها بر اساس ارزشهای ملت قضاوت خواهند کرد. این بدان معناست که دادگاه نخواهد توانست تصمیمات سیاسی را باطل کند یا در مسائل ارزشی دخالت کند – بلکه به عدالت و اجرای قانون خواهد پرداخت. این امر یک سیستم پایدار و عادلانه را تضمین میکند، بدون استبداد قضات و بدون استبداد حکومت.
- در مورد آزادی بیان چطور؟
- امروز آزادی بیان در اسرائیل گزینشی است – برخی دیدگاهها از حمایت مطلق برخوردارند و برخی دیگر تحت تعقیب قرار میگیرند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: آزادی بیان برای همه تضمین خواهد شد: راست، چپ، مذهبی، سکولار. شنیده شدن هیچ دیدگاهی ممنوع نخواهد شد – حتی اگر محبوب نباشد. فقط تحریک به خشونت ممنوع خواهد بود – نه انتقاد سیاسی یا اعتقادی. به این ترتیب، یک فضای عمومی واقعی، باز و متنوع را تضمین خواهیم کرد.
روابط خارجی و یهودیان خارج از کشور
- ایالات متحده چه واکنشی نشان خواهد داد؟
- ایالات متحده به قدرت احترام میگذارد، نه به ضعف. هر بار که اسرائیل روی مواضع خود ایستادگی کرد – روابط با ایالات متحده تقویت شد (جنگ شش روزه، نابودی سکوهای موشکی). هر بار که سعی کردیم چاپلوسی کنیم – متحمل فشارها و تحقیرها شدیم (اسلو، عقبنشینی از غزه). وقتی کشور را به مردم بازگردانیم، رابطه با ایالات متحده بر پایه مشارکت واقعی استوار خواهد بود – نه بر روابط وابستگی.
- این امر چه تأثیری بر یهودیان خارج از کشور خواهد داشت؟
- امروز یهودیان خارج از کشور فاصله میگیرند زیرا اسرائیل سردرگمی و ضعف را مخابره میکند. وقتی کشور را به مردم بازگردانیم: غرور، هویت و اعتماد به نفس را مخابره خواهیم کرد. ما برای آنها لنگرگاهی از الهامبخشی خواهیم بود، نه فقط یک پناهگاه در زمان اضطرار. اسرائیل به مرکز جهانی هویت یهودی تبدیل خواهد شد و یهودیان را از همه جوامع به خود نزدیک خواهد کرد.
- و در مورد اروپا چطور؟
- اروپا به انتقاد از ما ادامه خواهد داد، زیرا این بخشی از دیانای آن است. اما در نهایت ترجیح خواهد داد با ما تجارت کند، از فناوری و کشاورزی ما بهرهمند شود و در زمینه امنیت همکاری کند. واقعیت ثابت میکند: قدرت اتحادها را جذب میکند، ضعف تحریمها را به همراه میآورد.
از مرامنامه رسمی حزب «زهوت» (Zehut) — «بازگرداندن کشور به مردم» (نسخه سال ۵۷۸۶، ۲۰۲۶).

